کارکتر های دست آموز زندگی

من خیلی ساده عاشقم ، عاشق لاک ناخن ، شعر ، عشق ، تفکر ، انسان بودن، خورشت های ترش مزه که ترجیحا رب انار دارند ، بورانی اسفناج ، کتابهای میلان کوندرا و ساراماگو، عرفان ، خوابیدن در یه جای خیلی آروم ه رو به سرد ، تنهایی  ، دوستان نزدیکم  ، کوه ُ ورزش ُ پیاده روی ، لاغر شدن پی در پی ، بوی نی نی های تازه متولد شده ، پسر بچه های باهوش ُ زبل ُ سرتق ، دختر بچه های عاقل ، در مقابل تابش خورشید چشمامو ریز و ریز و ریز تر کنم و جرعه جرعه نور تازه ی هستی رو  با بازی  پلک هام ببلعم ، من دیگه عاشقققق اون لحظه هام  که بچه ها ریسه میرن از خنده و به جرز دیوارم میخندن ، عاشق تماشای مردمم وقتی نمیشناسمشون ، وقتی یا عصبانی اند ، یا در فکر ، یا خوشحال ، دلبرانه ، غمزده ، در عالم هپروت و ... دیگههههه هوممممم ، عاشق عشقم ، و به نظرم هیچ زیبایی در دنیا زیبا تر از عشق و دوست داشتن ها نیست ، عاشق خودمم وقتی هیچ آرایشی روی صورتم نیست !!! عاشق چیز کیک با اسپرسو و کافه گلاسه هایی که خامه ندارن ، عاشق زنان زیبا !!! :) عاشق بارونهای بی مقدمه و ابرها و باد و تمام محتویات آسمان ، عاشق گل هام وقتی چشماتو ببندی و  با انگشت اشاره لطافت یکی از گلبرگ هاشونو لمس کنی !!!( اینو امتحان کنین حتما" ) ،  عاشق بوی سبزه هام وقتی از یه روز کاری دیوانه کننده به خونه بر میگردم ، عاشق آدمهایی ام که غریبه اند ولی بی دلیل بهم لبخند میزنن ، عاشق اینم که موزیک مورد علاقه ام رو صدهزار بار در روز گوش بدم ، عاشق سادگی ام ، آدمهای ساده ، دوست داشتن های ساده ، لباس های ساده ، غذاهای ساده  وووو و البته منزجر هم هستم ، از پیچیدگی ها ، از خودم وقتی باری به هر جهت زندگی میکنم ، از اینکه هر مسئله خیلی خیلی ساده ای رو بندازی وسط حرف و حدیث آدمهای بیکار و ازش یه موضوع خیلی خیلی پیچیده بسازی ! منزجرم از ترس و تردید ، از زنانی که خیلی حرف میزنن ، از مردایی که بی شهامت و ترسو اند ، از یکرنگ نبودن و فیلم بازی کردن ، منزجرم و متنفرم وقتی روابط ، آدم ها و محبت ها برای آدما  سیاسی بشه !!! زندگی بشه مجموعه ای از بده بستون های بزرگ ، وقتی وقتی وقتی از آدم ها وسیله بسازی برای رسیدن به اهداف شخصی ! :( وقتی بوی کله پاچه اول صب  دم ایستگاه بی آر تی میاد، وقتی مجبورم  ابعادی از وجودم رو پنهان کنم ، وقتی صدای کسی اذیتم کنه ولی مجبورم به حرفاش گوش بدم ( چقدر خودخواه !!! ) ، وقتی بوی ادکلن کسی عذابم بده ، وقتی مجبورم با آدم  متعصبی چندین ساعت رو بگذرونم ، وقتی موضوع حرف های دور و برم در حد عمه بلقیسی تنزل پیدا میکنه ( در اینجور مواقع سیم هام کاملا" قاطی میکنه !!! ) ، منزجرم از غذاهای چرب ، ماست و پنیری که بوی گوسفند بده ، از اینکه ظاهری زندگی کنم ، محبت های ظاهری ، توجه های ظاهری ، عشق ورزیدن های ظاهری و وووو  البته زندگی مجموعه ای است از همین عشق ورزیدن ها و تنفر ها و من که کارکتر دست آموز زندگی شده ام !
/ 1 نظر / 12 بازدید
آرام

salam,vaghean khosh salighe hastin, vebetoon kheili mofide. [چشمک]